لوگوی سه گوش

راهنـــــــمایی و مــــــشـــــاوره

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

آرامـــــش و خـــــــــلاقــــــیت

یکی از شرایط‌ لازم‌ برای‌ پدیدار شدن‌ افکار نو،وجود آرامش‌ برای‌ مغز است‌. این‌ عضو اسرارآمیز در دریای‌ آرامبخش‌ درون‌ آدمی‌ می‌تواند با قلاب‌ خویش‌ به‌ جست‌وجوی‌ افکار نو پرداخته‌ و به‌ سوی‌ خلاقیت‌ حرکت‌ کند. انسان‌ها در یک‌ محیط‌ به‌ دور از اضطراب‌ و تنش‌،فرصت‌ لازم‌ را می‌یابند که‌ بهتر تفکر کنند و برعکس‌،در یک‌ محیط‌ پرتنش‌ که‌ ابرهای‌ نگرانی‌ و بدبینی‌ حضور دارند...

 مغز ،تمامی‌ انرژی‌ خویش‌ را برای‌ حفظ‌ و موجودیت‌ صاحب‌ خود به‌ کار می‌برد و دیگر مجالی‌ برای‌ اندیشیدن‌ نخواهدداشت‌ به‌ همین‌ خاطر لازم‌ است‌ انسان‌ها بکوشند در جامعه‌ شرایطی‌ پدید آید که‌ در بستر آن‌ مغز بیندیشد و تکامل‌ یابد و سبب‌ساز افکار نو شده‌ و شرایط‌ برای‌ سازندگی‌ در جامعه‌ مهیا شود.
با افزایش‌ سپرده‌گذاریهای‌ اخلاقی‌ می‌توان‌ شرایط‌ را برای‌ شکل‌گیری‌ یک‌ محیط‌ آرامبخش‌ در جامعه‌ فراهم‌ کرد. هنگامی‌ که‌ در یک‌ بانک‌ سپرده‌گذاری‌ مالی‌ می‌کنید،پول‌ را از خود دور کرده‌ و آن‌ را در جایی‌ می‌گذارید که‌ بطور موقت‌ به‌ آن‌ دسترسی‌ ندارید و چه‌ بسا،احتیاجاتی‌ داشته‌ باشید که‌ نتوانید آنها را برطرف‌ کنید،اما با گذشت‌ زمان‌ این‌ سپرده‌ها افزایش‌ می‌یابد ،به‌ گونه‌یی‌ که‌ متوجه‌ می‌شوید با کمک‌ آن‌ می‌توانید یک‌ احتیاج‌ بسیار مهم‌ و ضروری‌ خود را برطرف‌ کنید. اما اگر شما از سپرده‌های‌ خود به‌ مرور برداشت‌ کنید ،اگرچه‌ با خرج‌ کردن‌ پول‌ خود به‌ نیازهای‌ خویش‌ پاسخ‌ می‌دهید اما در یک‌ زمان‌ متوجه‌ می‌شوید ،دیگر در حساب‌ بانکی‌ خود پولی‌ ندارید و در صورت‌ وقوع‌ یک‌ مشکل‌ مهم‌،ممکن‌ است‌ دچار معضلات‌ عدیده‌ شوید. در این‌ دنیا ما علاوه‌ بر حساب‌ بانکی‌ مالی‌،دارای‌ یک‌ حساب‌ بانکی‌ اخلاقی‌ نیز هستیم‌ ،اگرچه‌ سپرده‌های‌ آن‌ به‌ صورت‌ عدد و رقم‌ قابل‌ مشاهده‌ نیست‌،اما این‌ موجودی‌ وجود دارد و اثرات‌ این‌ حساب‌ بانکی‌ بخوبی‌ بر روی‌ زندگی‌ ما و دیگران‌ مشهود است‌. انسان‌ زمانی‌ که‌ سپرده‌گذاری‌ اخلاقی‌ می‌کند،در ابتدا ممکن‌ است‌ احساس‌ ضرر کند،زیرا مجبور است‌ بطور موقت‌ سود را از خود دور کند اما در اصل‌ او ضرر نکرده‌ است‌ بلکه‌ به‌ موجودی‌ سپرده‌های‌ اخلاقی‌ خویش‌ افزوده‌ است‌. برای‌ مثال‌ کسی‌ که‌ دروغ‌ می‌گوید،بطور موقت‌ چه‌ بسا به‌ سودش‌ تمام‌ شود،اما او در حال‌ برداشت‌ از سپرده‌های‌ اخلاقی‌ خود است‌. با گذشت‌ زمان‌ وقتی‌ سپرده‌های‌ اخلاقی‌ او از دست‌ رفت‌،تازه‌ مشکلات‌ او آغاز می‌شود و سبب‌ خواهدشد رضایتمندی‌ درونی‌ خویش‌ را از دست‌ بدهد و دریای‌ آرامش‌ درونی‌ او دچار تلاطم‌ شود و آرام‌آرام‌ فاصله‌ شخصیت‌ درونی‌ او با آنچه‌ در ظاهر به‌ نمایش‌ می‌گذارد،بیشتر می‌شود زیرا فرد در تلاش‌ است‌ تا نشان‌ دهد دارای‌ سپرده‌های‌ اخلاقی‌ فراوان‌ است‌ و همین‌ موضوع‌ باعث‌ می‌شود که‌ او برای‌ تطبیق‌ دادن‌ این‌ دو شخصیت‌،انرژی‌ فروانی‌ را به‌ هدر دهد و لذا شرایط‌ درونی‌ انسان‌ برای‌ تفکر کردن‌ نامساعد شود.
ارنست‌ دیمنه‌،بیان‌ می‌کند «اگر می‌خواهید چیزی‌ اصیل‌ خلق‌ کنید،خودتان‌ باشید.»
کاهش‌ سپرده‌گذاریهای‌ اخلاقی‌ در جامعه‌ سبب‌ می‌شود که‌ زمینه‌ برای‌ گسسته‌ شدن‌ روابط‌ اجتماعی‌ گسترش‌ یابد و با سست‌ شدن‌ پیوندهای‌ اجتماعی‌،شرایط‌ لازم‌ برای‌ بروز خلاقیت‌ در جامعه‌ سخت‌تر می‌شود. زیرا فرصتی‌ برای‌ تفکر کرن‌ وجود نخواهدداشت‌.
حال‌ این‌ سوؤال‌ در ذهن‌ ما ایجاد می‌شود که‌ در چه‌ شرایطی‌،ما در حال‌ سپرده‌گذاری‌ اخلاقی‌ هستیم‌ و در چه‌ شرایطی‌ در حال‌ برداشت‌ از حساب‌ بانکی‌ اخلاقی‌ خود هستیم‌ . توجه‌ به‌ موارد زیر می‌تواند در این‌ خصوص‌ به‌ ما کمک‌ کند.
● سپرده‌گذاری‌اخلاقی
عبارت‌ است‌ از:
▪ «راست‌گویی‌»،
▪ «عطوفت‌ و مهربانی‌ و احترام‌ به‌ دیگران‌ و رعایت‌ ادب‌ در برخورد با دیگران‌»،
▪ «وفاداری‌ به‌ دوستان‌ و آشنایان‌ و حفظ‌ آبروی‌ آنان‌»،
▪ «رعایت‌ حقوق‌ دیگران‌»،
▪ «بیان‌ گفتار با عمل‌»،
▪ «قبول‌ مسوولیت‌ همراه‌ با توانایی‌»،
▪ «در برابر خطای‌ دیگران‌ گذشت‌ کردن‌»،
▪ «امانت‌داری‌»،
▪ «پایبندی‌ به‌ عهد و وفا»،
▪ «پذیرش‌ اشتباه‌ خود»،
▪ «رازداری‌»،
▪ «کمک‌ به‌ دیگران‌ و آموزش‌ آنان‌ جهت‌ خوداتکا شدن‌ بدون‌ چشمداشت‌»،
▪ «نظم‌ و انضباط‌ در امور»،
▪ «احترام‌ به‌ شخصیت‌ خود و حفظ‌ آن‌»و
▪ «پاکیزگی‌ و آراستگی‌»،
● برداشت‌ از سپرده‌گذاری‌ اخلاقی‌
▪ «دروغگویی‌»،
▪ «بداخلاقی‌ و انجام‌ رفتارهای‌ بی‌ادبانه‌ و گستاخانه‌ و تحقیر دیگران‌»،
▪ «غیبت‌، تهمت‌، بدگویی‌ درباره‌ دوستان‌ و آشنایان‌»،
▪ «پایمال‌ کردن‌ حقوق‌ دیگران‌»،
▪ «بیان‌ گفتار بدون‌ عمل‌»،
▪ «بدون‌ توانایی‌ قبول‌ مسوولیت‌ کردن‌»،
▪ «انتقام‌جویی‌ کردن‌، اشتباه‌ گذشته‌ سایرین‌ را به‌ رخشان‌ کشیدن‌ و موجبات‌ رنجش‌ آنان‌ را فراهم‌ آوردن‌»،
▪ «خیانت‌ در امانت‌»،
▪ «شکستن‌ قول‌ و زیر پا گذاشتن‌ عهد و وفا»،
▪ «گناه‌ اشتباه‌ خود را به‌ گردن‌ دیگران‌ انداختن‌»،
▪ «افشای‌ راز دیگران‌»،
▪ «دیگران‌ را به‌ هنگام‌ سختی‌ رها کردن‌»،
▪ «بی‌نظمی‌ و درهم‌ ریختگی‌ در امور»،
▪ «بی‌احترامی‌ به‌ شخصیت‌ خود» و
▪ «ژولیدگی‌ و غیرآراسته‌ بودن‌».
اگر سپرده‌گذاریهای‌ اخلاقی‌ در یک‌ جامعه‌ افزایش‌ یابد به‌ مرور، آرامش‌، محبت‌، خوش‌بینی‌ و احساس‌ رضایتمندی‌ درونی‌ به‌ همراه‌ امنیت‌ در جامعه‌ توسعه‌ می‌یابد. همدلی‌ و همبستگی‌های‌ اجتماعی‌ در بین‌ اعضای‌ جامعه‌ رشد می‌یابد و انسانها با دیدن‌ یکدیگر، به‌ آرامش‌ و شادمانی‌ درونی‌ می‌رسند و زمینه‌ برای‌ تفکر کردن‌ مهیا می‌شود. زیرا انسانها در آرامش‌ فرصت‌ می‌یابند تفکر کنند و برعکس‌ هنگامی‌ که‌ سپرده‌گذاریهای‌ اخلاقی‌ کاهش‌ یافته‌ و در عوض‌ برداشت‌های‌ اخلاقی‌ افزایش‌ می‌یابد، روز به‌ روز آسیب‌های‌ اجتماعی‌ گسترش‌ یافته‌ و شرایط‌ جامعه‌ به‌ سوی‌ نابسامانیهای‌ اجتماعی‌ و عدم‌ امنیت‌ فراهم‌ می‌شود و بدبینی‌ و نارضایتی‌ همچون‌ ابرهای‌ سیاه‌ بر بالای‌ سر مردمان‌ سایه‌ می‌افکند و مرغان‌ غم‌ بر سر انسانها آشیانه‌ می‌کنند. آنچنان‌ که‌ هیچ‌ شادی‌، دل‌ آنان‌ را شاد نمی‌کند. انسانها از کنار یکدیگر بودن‌ به‌ آرامش‌ نمی‌رسند و رفتارها، ریاکارانه‌ و غیرصادقانه‌ می‌شود و شرایط‌ برای‌ آسیب‌های‌ اجتماعی‌ نظیر جرم‌ و جنایت‌، اعتیاد، فحشا و خودکشی‌، متلاشی‌ شدن‌ خانواده‌ها و نظیر اینها مهیا می‌شود.
در چنین‌ جامعه‌یی‌ دیگر نمی‌توان‌ شاهد بروز خلاقیت‌ها بود و انسانها درگرداب‌ بدبختی‌ فرو می‌روند.
ما انسانها مجبوریم‌ با سپرده‌گذاریهای‌ اخلاقی‌ شرایط‌ لازم‌ را برای‌ گسترش‌ خلاقیت‌ و نوآوری‌ در جامعه‌ فراهم‌ کنیم‌ تا از این‌ طریق‌ بتوان‌ انرژی‌ فراوانی‌ که‌ در وجود انسانها وجود دارد رها کرده‌ و در راه‌ سازندگی‌ به‌ کار گرفت‌.

دوســــــــتی هـــای خـــــــــــــیابانی

دوستی های خیابانی و آشنا شدن دختران و پسران به دور از چشم والدین یکی از معضلات اجتماعی است .علل اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی در جوامع با عث شده سن ازدواج بالا رود و جوانان کمتر تشکیل خانواده بدهند که البته دنیای ارتباطات نیز در شیوع این معضل نقش بسزایی را دارد .اما گسترش چنین روابطی تاثیر منفی در کانون های خانوادگی دارد پایه های خانواده سالم که هسته ای از تشکیلات اجتماع می باشد را متزلزل کرده است . لذا برای جلو گیری از پیشرفت این معضل به علل ممنو عیت چنین روابطی پر داخته می شود تا هر ذهن آگاهی با دانستن این مطالب ، آ گاه تر از پیش باشد .

این علل عبارتند از :
۱) شرع
اسلام اهمیت ویژه ای برای ازدواج قائل شده است و مخالف رهبانیت و و دنیا گریزی می باشد حتی احادیث و روایات معتبر و معروفی در زمینه ازدواج و جود دارد که اشهر آن حدیث پیامبر اکرم "ص"است که می فرماید"النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی " در قران نیزکه کتاب آسمانی دین ماست دستور اکید بر ازدواج صادر شده است و ازدواج را باعث آرامش و تسکین خلقت ، همسر را از آیات و نشانه های الهی می داند و لیکن شرع برای ازدواج قواعد و مقرراتی را وضع نموده است که رعایت آن لازم می باشد البته حرمت رابطه زن و مرد نامحرم مخصوص دین اسلام نیست و تمام ادیان آسمانی و الهی شرم وحیا را برای زن ومردبخصوص زن ومرد جوان لازم دانسته اند اگر امروزه در کشورهای دیگر و اکثرا غربی بی بند وباری رایج است ناشی از دین آنها نیست. در کنار دین اسلام " مسیحیت " است. آیا مسیحیت رابطه های این چنین که در بین پیروان این دین رایج است را جایز شمرده است؟ خیر چنین نیست. صفت حضرت مریم "عذرا " است و عذرا یعنی "پاکدامن " لقب عیسی "ع " "مسیح" است یعنی پاک در کتاب و سنت حضرت عیسی "ع" هم هیچ جوازی برای دریدن پرده حیاو شرم دیده نمی شود پس از این بی بندوباری رایج ناشی از تحریفات بعدی است. در زندگی سایر پیامبران الهی مثل حضرت موسی"ع" می بینیم به ریزترین مسا ئل حیا توجه شده به حدی که وقتی حضرت موسی "ع" با دختران شعیب پیغمبر به نزد آن حضرت می رفتند . در جلوی ایشان حرکت کردند. یاحضرت ابراهیم"ع" که سرآمد غیرت و نلموس پرستی در پیغمبران است . همچنین داستان معروف یوسف و زلیخا که به تعبیر قرآن احسن القصص قرآن است.حضرت یوسف "ع" در عین جوانی و زیبایی در مقابل عشق زلیخا به ایشان به خداوند پناه برده ودامنخودرابه گناه نیالود پس با دقت در تاریخ انبیاواولیا گذشته و سایرادیان و دین مبین اسلام می بینیم هیچ دین و مذهبی بی بندوباری و بی قاعدگی در روابط زن ومرد را پیشنهاد نکرده است. اگر رهبانیت و ترک زدواج هم در بعضی از مجامع دیده می شود. فقط بر اثر تحریفات است. پس اولین عامل مورد بررسی قرار گرفت که ادیان آسمانی ازجمله برای ازدواج قانون تعیین نموده وپیروان خود رابه داشتن حیا رهنمون ساخته اند .
۲) قانون
دومین علت ممنوعیت این نوع روابط در جامعه ما قانون است که چنین روابطی را ممنوع کرده است .
۳) عرف
سومین علت عرف می باشد البته این عامل ناشی از همان متدین بودن مردم ماست و لی وجه تمایزی با علت و فلسفه شرع دارد که باید ذکر شود .
۴) دلیل عقلی
چهارمین علت دلیل عقلی بررد رابطه دوستی بین دختر و پسر جوان و نو جوان می باشد این تنها علتی است که هیچ کس نمی تواند از آن فرار کند ، زیرا در مورد ممنوعیت دین گاهی غفلت موجب فراموشی دستورات دینی می گردد و در مورد ممنوعیت قانون به علت اجرای ناقص قانون یا عدم دسترسی به همه مجرمین فرار از قانون و مجازات پیش می آید . در مورد ممنوعیت عرف نیز در بعضی از شرایط افرادی یافت می شوند که پای بندی به عرف ندارد و کارهای ضد عرفی را خیلی راحت انجام داده ووقعی به سر زنش های اطرافیان نمی گذارند.و لی فرار از ممنوعیت عقلی امکان پذیر نیست و با استدلالات عقلی که بیان خواهد شد هر وجدان بیداری به قضاوت نشسته اعمال خود را می سنجد و هیچ راه فراری از وجدان و عقل انسان نیست .
در واقع پیامد این نوع دوستی ها از دو راه خارج نیست .یا منجر به ازدواج می شود یا اینکه با شکست مواجه می گردد.در مورداول که بسیار نیز نادر است و در مواردی از قبیل عقد اجباری یا اطلاع خانواده هاست . دراین فرض حس اعتماد به طرف مقابل که یکی از ارکان اساسی زندگی زناشویی است از بین می رود . طرفین هر لحظه انتظار خیانت طرف دیگر را دارند . مرد بیرون از خانه دل به کار نمی بندد چرا که از خانه اش مطمئن نیست در بعضی موارد پیش آمده که مرد،زن خود را در داخل حبس نمودهدر ها را از روی او قفل کرده است از طرفی زن تمام مدت دلشوره دارد که زن جدیدی وارد زندگی اش نشود . با یک لحظه تاخیر مرد او را مورد باز خواست قرار می دهد و .......از همین جا زیربنای اختلاف و ناساز گاریهاگذاشته می شود و در نتیجه این ازدواج منجر به طلاق و جدایی می شود .اما در فرض دوم که این دوستی با شکست مواجه می شود ضربه اصلی به دختر وارد می گردد زیرا دختر به خاطر احساسات و عواطفی که دارد زود دلبسته طرف مفابل شده و بعد از شکست دچار طو فان عواطف و هیجانات روحی می گردد طوری که اصلا" هیچ مردی را به عنوان مرد زندگی نمی تواند قبول کند .حال چنین دختر و پسری که وارد زندگی های جداگانه ای می شوند آیا صلاحیت این را دارند که شریک خوبی برای همسرشان باشند ؟در این فرض علاوه براز بین رفتن حس اعتماد به صداقت نیز که از دیگر ارکان اصلی زندگی خانوادگی استاز بین می رود . چرا که هر فرد برای کتمان گذشته خود متوسل به دروغشده و می خواهد سابقه دوستی اش با فرد دیگری را از همسرش مخفی نگه دارد و احساس گناه شکاکی ، پشیمانی و افسردگی جایگزین صلح و صفا و دوستی و آرامش در چنین زندگی می شود .حال جوانان و نو جوانان عزیز خود به قضاوت بنشینید آیا یک دوستی بی پایه و اساس چقدر ارزش دارد که انسان ارزش های والای انسانیت خود را زیر پا بگذارد و یک عمر خود را تیره بخت کند .

آثــــــــار مثــــبت ومنـــــفی تغـــــافــــل:

تغافل اینست که خطای فرد را به رویش نیاوریم همین جا خانواده با مشکل بزرگی مواجه می شود و می گوید اینکه بی خیالی و بی تفاوتی و به معنای ترغیب و تشویق او به اشتباهی است که مرتکب شده است!

اگر جهالت در کار باشد تغافل بی معناست.اگر واقعا کسی کاری انجام می دهد که زشتی آن را نمی داند او را باید آگاه کرد. نمی توانیم از این وظیفه بگذریم و نامش را تغافل بگذاریم.

تغافل یک مکانیزم غیر مستقیم است. شما می خواهید با کسی که خطائی کرده است برخورد کنید، منتها نمی خواهید او را سرزنش کنید و بصورت مستقیم با او رو در رو شوید، به همین جهت تغافل می کنید.

در مقام آموزش و حتی در مقام پاداش و تنبیه و بخصوص تنبیه می بایست بصورت غیر مستقیم عمل شود. امیرالمومنین علی (ع)می فرماید: اَزجرُ المُسیءَ بِثوابِ المُحْسن.(2)

 اگر می خواهی گنهکار را زجر دهی و کیفر کنی مستقیم او را تنبیه نکن ،بلکه با پاداش دادن به نیکوکار او را از کار زشت بازدار.

او متوجه می شود که با کار نا پسندش پیش شما جایگاهی ندارد و سعی می کند خودرا اصلاح کند، پس تغافل به جایی مربوط است که فرد اطلاعات و آگاهی های اولیه را داشته باشد.

ولی به نظرشما درکجا نباید تغافل کرد؟ 

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>
>